چگونه جنگ از درعا شروع شد / بخش دوم

در حالی که در ترکیه و اردن مراکز مختلف آموزشی در طول سال‌های 2008 تا زمان شروع جنگ در سوریه صدها عنصر را آموزش نظامی داده بودند، از طرف دولت امریکا قطر مسوول پرونده شد و دو اتاق عملیات یکی در اردن و دیگری در ترکیه تشکیل شد. ترکیب اتاق عملیات‌ها متفاوت بود. در طول دوران جنگ‌های

جهادی از افغانستان، چچن، بوسنی، سومالی و عراق هزاران نفر از شهروندان سوری در گروه‌های مختلف تروریستی حضور پررنگی داشتند که عموما نیز حاصل مدارس دینی‌‌ای بودند که سعودی‌ها در مناطق مختلف سوریه برپا کرده بودند. مدارس دینی به‌ویژه در محلات پیرامونی دمشق مانند حرستا، البرزه، القابون، دوما و ... عامل مهمی شدند تا جیش الاسلام از درون آن شکل بگیرد که بعدها به مهمترین بازوی نظامی سعودی‌ها در سوریه تبدیل شد.

????این مدارس دینی به همراه سایر مدارسی که خود سوری‌ها به‌عنوان حوزه‌های اهل سنت میانه‌رو ایجاد کرده بودند، رونق بسیاری داشت. هزاران طلبه از ده‌ها کشور جهان در مدارس دینی سوریه درس می‌خواندند، برخی از آنها در سوریه ماندگار شده بودند و با خانواده‌های دینی سوری وصلت کرده بودند، آنها نیز با شروع بحران خیلی زود جذب گروه‌های تروریستی شدند و خود عامل مهمی در جذب سایر جوانان هم‌وطن خود شدند. به این ترتیب، به ناگهان در سوریه با حجم عجیب و غریبی از نیروی انسانی مواجه شدند که عاملان پشت پرده هم فکرش را نمی‌کردند. طراحان اصلی، چند نقطه مهم را مدنظر داشتند، درعا خیلی الکی شلوغ شد، چرا که اصولا برنامه خاصی روی آن نبود، اما اردنی‌ها با گسیل جهادی‌های در زندان خود به داخل سوریه، برای آینده سرمایه‌گذاری عجیبی کردند، تا جایی که عملا فرماندهان جبهه النصره در درعا، همه اردنی هستند.

????البته درعا یک ویژگی بسیار مهم داشت، آن هم برای رژیم صهیونیستی و عملا مدت‌ها پس از شروع بحران و جنگ بود که صهیونیست‌ها به دنبال اجرایی کردن طرح‌های عملیاتی خود رفتند. با این حال، عمده تمرکز ترکیه، قطر و امریکا سقوط دمشق بود. رابرت فورد، سفیر وقت امریکا در سوریه ماموریت بسیار مهمی داشت، او به راحتی و در برابر چشم مقامات امنیتی سوری دیدارهای بسیاری با افراد مخالف نظام داشت و از آنها می‌خواست تا مخالفت خود را علنی کنند، به قول فورد، او آمده بود تا جریان‌های مخالف دولت سوریه را نظم و نسق دهد و هر آنچه در مصاحبه‌های بعد‌ی‌اش گفت، همه‌اش دروغ است. با این حال، تمرکز قطر و ترکیه بر شهرهای حماه و حمص قرار گرفت. صدها تن از شورشیان لیبی‌تبار که در ترکیه حضور یافته بودند، با استفاده از پیمان مرزی اضنه میان آنکارا و دمشق به سرعت راهی منطقه باباعمرو حمص شدند....

????فکر کنم بقیه ماجرا را بهتر از نگارنده مطلع باشید، اما در همان روزهای شروع بحران و درست در فروردین ماه سال 1390 و با دستگیری چند رابط خارجی در سوریه و کارهای اطلاعاتی دقیقی که صورت گرفت، عمق ماجرا برای تهران و دمشق روشن شد. اینجا بود که طرف روسی هم در جریان قرار گرفت و بشار اسد خود را آماده سخت‌ترین دوره زمامداری یک رئیس‌جمهور در آسیای غربی کرد، دوره‌ای که بدون شک درس‌های بی‌شماری دارد. اما در درعا، رژیم صهیونیستی که به دلیل دشمنی طولانی با دولت سوریه همواره ارتش این کشور را رصد می‌کرد، اطلاعات بسیار خوبی در مورد افسران آن داشت و شروع به ارتباط گرفتن با آنها کرد. همه طرح‌های اجرا شده در درعا و القنیطره، محصول اتاق فکری بود که در جولان اشغالی افسران صهیونیستی تهیه کرده و برای اجرا به اتاق موک در اردن می‌فرستادند.

????حضور خطر مهم دفاعی جیدور در جنوب که وظیفه دفاع از دمشق را در برابر هر تهاجم احتمالی رژیم صهیونیستی داشت، باعث شکل‌گیری‌ ده‌ها مرکز بزرگ و کوچک نظامی در جنوب دمشق شد. در میان این مراکز نظامی، آنچه بیش از همه اهمیت داشت، مراکز راداری و شنود الکترونیک بودند که در برخی از آنها مانند تل الحاره بسیار مهم و راهبردی بودند، بلندی‌ای که پیشرفته‌ترین و مهمترین تجهیزات راداری محور مقاومت برای رصد نیروی هوایی رژیم صهیونیتسی در آن مستقر بود. شهرک‌های جدیدی که در جنوب دمشق ساخته شده بودند همه دربرگیرنده منازل سازمانی ارتش بود که در این منطقه خدمت می‌کردند. خیلی ساده بود که ارتش آزادی که در ترکیه تشکیل شده بود، در درعا بتواند هزاران نفر نیرو برای خود جذب کند. به این ترتیب رژیم صهیونیستی برای کور کردن اشراف ایران و سوریه بر فلسطین اشغالی، اشغال، انهدام و آسیب‌زدن به زیر ساخت‌های نظامی سوری‌ها در جنوب را در دستور کار قرار داد.
????در حالی که نخستین روزها از تظاهرات در درعا به ویژه شهرک صنمین به‌ شدت خونین بود و 35 پلیس و نیروی دولتی در برابر 25 تن از افرادی که به مقر پلیس در شهر درعا حمله کرده بودند، کشته شدند، اما درعا خیلی دیرتر از دیگر مناطق دارای تشکیلات نظامی تحت عنوان ارتش آزاد شد. ارتش آزاد سوریه، تقریبا چیزی بود که به تقلید از لیبی در سوریه تشکیل شد، چرا که در لیبی تحرکات مسلحانه همزمان با اعتراضات مسالمت‌آمیز شروع شده بود، اما در سوریه شبکه‌های خبری مانند الجزیره و العربیه تلاش بسیاری کردند تا همه چیز را مسالمت‌آمیز نشان دهند. این اقدامات در حالی صورت می‌گرفت که در بهار و تابستان سال 2011 تصاویر بسیاری از تیراندازی با سلاح‌های انفرادی در خلال اعتراضات در فضای مجازی منتشر می‌شد، اما بزرگ‌ترین مشکل دولت سوریه این بود که تا آن زمان چیزی به اسم نیروی ضدشورش نداشت و در برابر سیل هجمه‌های رسانه‌ای خیلی‌ها می‌گفتند دولت سوریه کم خواهد آورد.

????هنگامی که عبدالرزاق طلاس در هفتم ماه ژوئن سال 2011 جدایی خود از ارتش سوریه را به همراه چند نفر دیگر در شهر حمص اعلام کرد، چند روز بعد نوبت به حسین هرموش، که در شهر جسرالشغور مامور بود، رسید تا با فرار و انتشار یک ویدئو از تشکیل « حركة لواء الضباط الأحرار» خبر دهد، او کمی بعد به ترکیه فرار کرد تا تحت اشراف افسران امنیتی ترک، گروه تازه تاسیس خود را مدیریت کند، ولی در 30 اوت سال 2011 به ناگهان ناپدید شد تا اینکه مشخص شد به همراه 13 نفر از افسران جداشده دیگر ارتش، توسط سازمان‌های امنیتی سوریه در ترکیه گرفتار و به داخل سوریه منتقل شده است. او پس از حضور در سوریه اعترافات مهمی کرد، هر چند کمی بعد به جرم خیانت اعدام شد. با این حال، حرکت حسین هرموش، توسط سازمان اطلاعات ترکیه و با دلارهای قطری خیلی زود مدیریت شد تا در 29 ژوئیه سال 2011 ریاض الاسعد رسما تشکیل ارتش آزاد را با هدف سرنگونی نظام سوریه اعلام کند.

????ریاض الاسعد از منطقه تکفیری‌نشین جبل‌الزاویه در ادلب بود، منطقه‌ای که سال‌های طولانی در آن ترکیه سرمایه‌گذاری کرد تا بتواند میوه‌ای نامشروع را بچیند. عردوغان که از دسترسی ایران به مدیترانه به شدت واهمه داشت و بر این باور بود که اگر ایران از طریق عراق و سوریه به مدیترانه برسد دیگر نمی‌تواند ایرانی‌ها بدوشد و کاسبی‌های مخصوص را داشته باشد، حتی به تشکیل ارتش آزاد هم راضی نشد، چرا که به باور سازمان امنیت ترکیه، میت، اعضای ارتش آزاد عرضه جنگیدن را هم نداشتند و باید تدبیری دیگر در نظر گرفت که اگر شد در فرصتی دیگر به این مساله اشاره خواهیم کرد. با این حال، بیشتر فرار از ارتش را در درعا شاهد بودیم، به دلیل آنکه در بالا اشاره کردیم، ارتش در شمال سوریه خطری جدی احساس نمی‌کرد که بخواهد در آن دست به گسترش بزند و بیشتر گسترش در جنوب این کشور و پیرامون پایتخت بود.

????درست یک ماه پس از اعلام ریاض الاسعد، در 30 سپتامبر 2011 نخستین گروه وابسته به ارتش آزاد در جنوب سوریه اعلام موجودیت کرد. «گردان الشهداء العمري» در جنوب به سرکردگی قیس قطائنه تشکیل شد، چندی بعد ابراهيم المسالمة که بعدها در دسامبر سال 2015 به همراه چند تن از سرکرده‌های گروهک‌های تروریستی هدف قرار گرفت و کشته شد، بعد از قیس فرماندهی این گروهک را بر عهده گرفت. گردان أحمد خلف دومین گروه رسمی بود که در دستامبر سال 2011 در درعا شکل گرفت، نکته جالب در مورد این دو گروه آن بود که در ابتدای تشکیل خود، عنصر نظامی چندانی نداشتند. با این حال در ماه‌های بعد گروه‌های جدیدی تحت عنوان ارتش آزاد در درعا پیدا شدند که تحت آن شرایط فقط می‌خواستند از این نام برای دریافت کمک‌های مالی و تسلیحاتی کشورهای عربی و غربی استفاده کنند.

????در حالی که از نیمه سال 2011 گروه‌های مسلح یکی پس از دیگری با دلارهای سعودی و قطری و هدایت اردن و رژیم صهیونیستی با فرماندهی افسران امریکایی در جنوب سوریه در حال شکل گیری بودند، جریان تکفیری با عاملیت اردن و گسیل کردن جهادی‌های مزاحم وارد عمل شد. سال 2012 تقریبا سال آموزش، تجهیز و سازماندهی گروه‌های مختلف در جنوب سوریه بود. هزاران سرباز و افسر سوری که به اردن رفته بودند تا در جنگ مشارکت نکنند، حاضر به عضویت در ارتش آزاد نبودند، دسامبر سال 2011 تا مارس سال 2013 به مدت 15 ماه تمام اردنی‌ها و سایر طرف‌ها تلاش کردند تا سه هزار نظامی فراری سوری به داخل اردن را سازماندهی کنند، اما درصد بسیار اندکی از آنها به چنین اقدامی راضی شدند و در طول این 15 ماه هر کدام در یک نقطه پشت لب‌تاپی قرار گرفته و بیانیه انشقاق و تشکیل گروهک خود را اعلام می‌کردند.


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما