چگونه جنگ از درعا شروع شد / بخش 1

نبردها در جنوب سوریه ادامه دارد و گروهک‌های مسلح در حالت ترس و وحشت نمی‌دانند که باید جنگ را ادامه داده یا آنکه تسلیم ارتش شده و مصالحه را بپذیرند. تا اینجای کار ما هیچ اتوبوس سبزی را برای انتقال تروریست‌ها از درعا ندیده‌ایم، کما اینکه بسیاری از افراد مسلح ترجیح داده‌اند

به جای مهاجرت به ادلب و رفتن به آینده‌ای مبهم، همین الان سلاح را بر زمین گذاشته و ضمن پذیرش مصالحه در خانه و کاشانه خود بمانند، چرا که به گفته برخی از آنها، این جنگ دیگر برنده‌اش گروه‌های مسلح نخواهند بود، بخش بزرگ کشور پاکسازی شده، بخش‌ اندکی که کمتر از 7 درصد خاک سوریه می‌شود در اشغال گروه‌های مسلح است که این 7 درصد نیز در طول دو هفته گذشته آمارش به شدت پایین آمده است.

تروریست‌ها وقتی پشت‌شان لرزید و دست‌شان بر ماشه نرفت که فهمیدند در طول این چند سال فقط ملعبه‌ای بیش نبوده‌اند. آنها پس از عملیات‌های بزرگ سال 2016 و 2017 که بر آن بودند تا شهر درعا و فرودگاه‌های خلخله و الثعله را اشغال کنند و موفق نشدند، دیگر کارایی جدی خود را از دست دادند، کما اینکه در طول دو سال گذشته با کار اطلاعاتی و عملیاتی دقیق ارتش سوریه و جذب گسترده افراد به شکل‌های مختلف، عملا شکاف عمیقی را میان آنها ایجاد کردند. درعا که تروریست‌ها آن را مهد انقلاب خود می‌دانستند و با گذاشتن هندوانه‌ زیر بغل اهالی آن تلاش می‌کردند تا آتش جنگ را همواره در این منطقه شعله‌ور نگه دارند، امروز دیگر می‌دانند که چاره‌ای جز پذیرش شکست ندارند.

آن روزی که عناصر اطلاعاتی اردن با عبور مخفیانه از مرز، نخستین کشتار خونین را در درعا رقم زدند، می‌شد سایه جنگ خونین هفت ساله را مشاهده کرد. در روزی که افراد مسلحی که سابقه حضور در عراق را داشتند در قالب تظاهرات مسالمت‌آمیز!! اهالی دستکم 35 نفر از نیروهای امنیتی را قتل‌عام کرده و جنازه‌های آنها را کوچه‌ها گردادند، نبردها در درعا شروع شد. در آن روز، تروریست‌ها با جلو انداختن کودکان و ارسال زنده فیلم به شبکه الجزیره، آمده بودند تا انتقام امیرنشین قطر را از دست رد بشار اسد بر سینه آنها، با ویران کردن این کشور بگیرند. داستانی که از درعا شروع شد، هر چند با درعا به پایان نمی‌پذیرد، اما یک مرحله بسیار مهم از نبردهای تاریخی در آسیای غربی را تشکیل می‌دهد که در ضمن آن قدرت‌های جدیدی ظهور و بروز کرده‌اند.

سال 2006، امیر سابق قطر راهی دمشق شد و از رئیس‌جمهور سوریه درخواست کرد تا اجازه دهد تا خط لوله گاز این کشور که از عربستان و اردن عبور می‌کنند، وارد سوریه شده و به سمت ترکیه و از آنجا به اروپا برود. هدف مشخص بود، باید ترکیه و اروپا از گاز ایران و روسیه بی‌نیاز می‌شدند تا ابزارهای اقتصادی که دست این دو کشور است از آنها گرفته شود. بشار اسد به صریح‌ترین شکل ممکن پاسخ داد که ما از پول بدمان نمی‌آید، اما اینجا مصالح دوستان ما در خطر می‌افتد، آن روزها ایران هم در حال طراحی برای عبور دادن خط لوله گاز خود از عراق و سوریه به دریای مدیترانه و از آنجا به جنوب اروپا بود، روس‌ها هم خط لوله جدیدی را به سمت اروپای شرقی برای تغذیه بیشتر قاره سبز می‌کشیدند، اینجا بود که بشار اسد آینده اقتصادی متحدانش را نفروخت.

پاسخ امیر بدریخت و بدهیبت قطر به بشار اسد شنیدنی بود؛ بالاخره خط لوله گاز قطر از اینجا عبور خواهد کرد، با شما یا بدون شما. از فردای آن روز بود که قطر و ترکیه در همکاری نزدیک با رژیم صهیونیستی که شکست سخت و تلخی را از مقاومت اسلامی در جنگ 33 روزه خورده بود، دست به کار شدند، رفت و آمدها شروع شد و قطری‌ها برای جذب سوری‌ها سرمایه‌گذاری‌های عجیبی در سوریه کردند. همزمان ترک‌ها نیز وارد گود شدند و سرمایه‌گذاری عجیب و غریبی را در استان حلب و ادلب شروع کردند، هدف مشخص بود، ورود به بطن جامعه سوریه و جذب بیش از پیش عناصر وفادار. جریان مطرود و منحوس اخوان المسلمین سوریه که سران آن از کشور فرار کرده بودند، در شمال حلب تحت حمایت ترکیه وارد پروژه‌های مختلف شده، به‌عنوان مجری طرح‌های کوچک و متوسط افراد زیادی را پیرامون خود جمع کردند. بر اساس طراحی صورت گرفته، قرار بود که در سال 2018 سرمایه‌گذاری‌ها نتیجه دهد، اما سبزی‌فروش تونسی شرایط را خیلی زود تغییر داد، او کاری کرد که عاملان پشت پرده، زودتر دست به کار شوند.

ادامه دارد...


چاپ   ایمیل

نظرات (0)

دارای رتبه 0 بواسطه 5 بر اساس 0 رأی
نظر ارسال شده‌ی جدیدی وجود ندارد

دیدگاه خود را بیان کنید

  1. ارسال دیدگاه بعنوان یک مهمان -
امتیاز مطلب :
0 Characters
پیوست ها (0 / 3)
اشتراک‌گذاری موقعیت مکانی شما